امروز پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵08 December 2016
جستجوی سفربانک
های جیمبو، بلیط آنلاین هواپیما
close
اخبار آژانس ها >

داستان‌های شاهنامه را از والت دیسنی بخواهید

داستان‌های شاهنامه را از والت دیسنی بخواهید
606 : تعداد بازدید
: تیتر خبر
1391/02/26
: تاریخ
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه فرهنگ و هنر- «این شاهنامه‌ است و این بهترین نامه است مریاد پیشینیان تو را، تا بدانی تو که هیچ می‌پندارند کئی و از کجایی و از کدام پایه‌ای و بر چه پایه‌ای؛ این شاه نامه‌هاست که با آنان که نیاکان به دروغ خویش بر تو می‌شمردند نیاکان راستین خود بشمری، که چه بودند و چه کردند و چه بر ایشان گذشت و چه بر تو می‌گذرد و چونست که بدین پایگاه فروافتادند و چگونه بایست برخیزند...» سال‌ها از آن روز گذشته؛ روزی که بر فردوسی ستم کردند، سنگ‌نبشته‌هایش را شکستند، رنجنامه‌هایش را سوزاندند و از سرزمینش، گورستانی بزرگ ساختند اما او هرگز مرگ را به گریه‌ای شاد نکرد و کوشید تا زندگی را زنده کند و شاهنامه، نامه گورستان نبود و او سنگتراش، تا با درمی نام هر مرده بر سنگی بیاورد.او آن می‌نوشت تا « خواب‌زدگان را چشم، بینا شود بر خویشتن‌شان در آینه.» داستان‌های شاهنامه، گنجینه بی پایانی است که فرهنگ و هویت ما را تشکیل می دهد و لازم است کودکان و نوجوانان با این میراث ارزشمند آشنا شوند و با شناخت گذشته فرهنگی خود به دوره جدید قدم بگذارند؛ اما چند کودک و نوجوان ایرانی رستم و سهراب و سام نریمان را می‌شناسد؟ داستان سیاوش برای کدام نوجوان و جوان ایرانی آشناست؟ از جمشید و فریدون که خبر دارد؟ چند فیلم و پویانمایی و بازی رایانه‌ای براساس داستان‌ها و شخصیت‌های شاهنامه ساخته شده است؟ به روزکردن این داستان‌ها و قابل فهم کردن آن برای کودکان، نوجوانان و جوانان تا چه اندازه لازم و ضروری است؟ چگونه است که بسیاری از نویسندگان بزرگ آمریکای لاتین چون مارکز، بورخس و پائولو کوئیلو از ادبیات مشرق زمین زمین، بهره های بسیار برده و داستان‌های مثنوی،هزارویکشب و... را آبشخور اندیشه ها و کارهای خود قرار داده اند؟ مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان از جمله کسانی است که به بازنویسی و بازآفرینی ادبیات کهن این مرزوبوم پرداخته است.او قصه را بهترین و مناسب ترین راه برای فرار از روزمرگی‌ها می داند و براین باور است که قصه‌ها از جمله داستان‌های شاهنامه با زبانی نمادین از نیازها و خواسته‌های درونی انسان سخن می گویند و با آشکار کردن آرزوهای پنهان آدمیان، تخیل آنها را برمی انگیزند، اما مرز مشخصی میان قصه، افسانه، داستان و رمان وجود ندارد جز آن که داستان ها از زبانی مستقیم بهره می‌برند و بر بستر واقعیت جریان دارند اما قصه‌ها در قالبی غیرمستقیم ریخته شده و به سمت سوررئالیسم یا فراواقع گرایی سیر می کنند. مصطفی رحماندوست: نیاز انسان به قصه و قصه خوانی، همواره زنده و نامیراست و تنها شکل ارائه و بیان آن تغییر می‌کند او برخلاف بعضی که می پندارند نسل امروز از شنیدن قصه لذت نمی برد معتقد است : اگرچه امروز همه چیز تغییر کرده اما آدم ها همچنان از گوش سپردن به قصه‌ها لذت می برند زیرا نیاز انسان به قصه و قصه خوانی، همواره زنده و نامیراست و تنها شکل ارائه و بیان آن تغییر می‌کند. رحماندوست، ساده نویسی را مقدمه‌ای بر بازنویسی یک اثر می‌داند و می‌گوید: در ساده نویسی، کیان منطقی داستان حفظ می شود، همان‌گونه که در بازنویسی هم تا حد زیادی طرح کلی داستان دست نخورده باقی می‌ماند اما در بازآفرینی همه چیز دستخوش تغییر می شود و شاید تنها پیام داستان باقی بماند .برای نمونه او به بازآفرینی داستان«موش و گربه» پرداخته. به این معنی که شیخ بهایی در قصه خود از صوفی‌گری سخن گفته و رحماندوست از جنگ بین یک موش زرنگ و دانا و یک گربه تنبل و نادان تا به خوانندگان خود بگوید ماجرای «تام و جری» در ادبیات کهن ایرانیان هم وجود داشته است، اگرچه آنها نتوانسته اند با زبانی شیرین و جذاب وبا استفاده از رسانه ای فراگیر چون تلویزیون، آن را به نسل حاضر منتقل کنند. شاعر مجموعه «بازی با انگشت ها»، بازآفرینی را هنری تر از بازنویسی می داند؛ اما معتقد است که کودکان امروز باید با میراث گذشتگان خود آشنا شوند .اگرچه به باور او کسانی که به بازنویسی متون کهن می‌پردازند یا تازه کارانی هستند که توان کار خلاقه ندارند و با تکیه بر خاطره بزرگ‌ترها به انتشار کارهای عوام پسندانه می پردازند یا افراد توانا و آگاهی هستند که دلشان می‌خواهد کودکان و نوجوانان این سرزمین را با پیشینه خود آشنا کنند. شاهنامه، بازنویسی منظوم «خوتای‌نامک» قدمعلی سرامی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات معتقد است:نسل امروز همان اندازه که به بازآفرینی آثار کلاسیک و متل‌ها و افسانه‌ها نیاز دارد همان اندازه هم به بازنویسی و روان کردن این آثار احتیاج دارد چراکه هر معلول در دنیای جدید، زاییده چند علت است و نمی‌توان پدیده‌ها را از یکدیگر جدا کرد و آنچه اهمیت دارد این است که مانع خلاقیت نویسندگان نشویم و بگذاریم چگونگی انتخاب منابع و کارکردن با آن را، خود انتخاب کنند. او بازنویسی را معادل فارسی«رایت کردن» می داند و معتقد است: بازنویس تنها به روان کردن متن و قابل فهم کردن آن برای کودکان می پردازد بدون آن که ساختار اثر را دگرگون کند. برای مثال فردوسی در اثر بزرگ خود«شاهنامه»، تنها به بازنویسی منظوم«خوتای نامک» پرداخته و شخصیت ها را متحول نکرده است. قدمعلی سرامی: فردوسی در اثر بزرگ خود«شاهنامه»، تنها به بازنویسی منظوم«خوتای نامک» پرداخته و شخصیت ها را متحول نکرده است نویسنده کتاب«سیمرغ و آفتاب» که بازآفرینی هفت خوان رستم به زبانی دیگر برای نوجوانان است،بازآفرینی و بازنویسی را در پاره اول مشترک می داند و می گوید: نویسنده نه در بازآفرینی و نه بازنویسی به کاری نو و خلاقه نمی‌پردازد اما بین آفرینش و نوشتن، تفاوتی اساسی وجود دارد به این معنا که در بازآفرینی، نویسنده اثر را مبنا قرار می‌دهد و آن را براساس سلیقه ها و ذهنیات خود دوباره می آفریند و می تواند پیام داستان و حتی شخصیت قهرمانان آن را تغییر داده و خلاقیت و نظر خود را در یکایک عناصر قصه دخالت دهد در حالی که در بازنویسی تنها می توان به روان کردن اصل داستان با دخالت‌های بسیار اندک پرداخت. اگرچه هنوز مردم، تفاوت میان این دو را نمی دانند و اصحاب رسانه هم به طور تخصصی با آن برخورد نمی‌کنند. سرامی که در«قصه دوستی» به بازآفرینی یکی از افسانه های قدیمی پرداخته براین باور است: اگرچه کسانی که به بازآفرینی آثار می‌پردازند، داستانی را مبنای کار خود قرار می‌دهند اما ضرورتی ندارد که در نوشته‌های خود به مبنا اشاره کنند همان‌گونه که بسیاری از آثار پائولو کوئیلو، برگرفته از داستان های مثنوی است اما او مبنا را از خوانندگان خود پنهان و خود را آفریننده اصلی، معرفی می‌کند زیرا داستانی دیگر با زبانی نو پی افکنده است و از اینجاست که بازآفرینی اگرچه بیشتر برای کودکان مطرح می‌شود اما همه ادبیات را دربرمی‌گیرد و خرد و بزرگسال ندارد اما مساله اینجاست که آن‌گونه که باید و شاید به ادبیات کهن ایران زمین در قالب‌های جذاب و تاثیرگذاری چون فیلم و انیمیشن توجه نمی‌شود. رسانه ملی می تواند نقش پررنگی در معرفی مفاخر و داستان های کلاسیک ایرانی از جمله فردوسی و اثر ماندگارش شاهنامه داشته باشد اما چون همیشه به تنها چیزی که نمی‌پردازد فرهنگ و هویت ملی است. بارها و بارها ماجراهای تام و جری از این رسانه پخش شده اما کسی «موش وگربه» عبید زاکانی با آن طنز فاخر را نمی‌شناسد. غربیانی که دغدغه تهاجم فرهنگی ندارند چندین و چند فیلم و پویانمایی و بازی رایانه‌ای براساس شخصیت هرکول ساخته‌اند اما ما تنها و تنها از تهاجم فرهنگی و به فنا رفتن فرهنگ ایرانی سخن می‌گوییم و در تمام این سال ها نتوانسته‌ایم رستم را به کودک و نوجوان و جوان خود معرفی کنیم. شرکت والت دیسنی از داستان رودابه و گیسوی کمندش الهام می‌گیرد تا «راپونزل وقلمجادویی» را بسازد حالا ما کجای کاریم و چه می کنیم؟!

گالری

نظر شما

نام و نام خانوادگی :

ایمیل :

  نشان داده نخواهد شد

نظرات :

تبلیغات در سفربانک
پیگیری سفر ارزان
شماره همراه: شماره پیگیری:
ثبت نام / لاگین بلیط های چارتری
نام و نام خانوادگی: ایمیل: شماره همراه: