امروز چهار شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵07 December 2016
جستجوی سفربانک
های جیمبو، بلیط آنلاین هواپیما
close
اخبار آژانس ها >

مدیریت چایی با قند خوب

مدیریت چایی با قند خوب
224 : تعداد بازدید
: تیتر خبر
1395/05/11
: تاریخ

1-
دیروز بعد از چند سال بالاخره عزم را جزم کردم تا در کنفرانس معرفی MBA شرکت کنم و ببینم این خارجی ها چطوری تجارت خودشون را مدیریت می کنند که ما عرضه نداریم(البته آقایون که همشون بلدن، من خودم را عرض کردم، سوء تفاهم نشه.)
اولش اومدیم از در بریم تو که بهمون گیر دادن و دستور دادن باید از در دانشکده دندانپزشکی داخل بشید. کلی رفتیم رسیدیم به اون دره، دیدیم روی یک کاغذ A4 فلش زده بودن اون طرفی و طوری پشت درخت قایمش کرده بودن که هیچ کس نتونه پیدا کنه!! و البته خوب کارشون رو انجام داده بودن، چون از یه جایی هرچی گشتیم پیدایش نکردیم. کسی هم که بلد نبود، پرسون پرسون یک کارمند پیدا کردیم و گفتیم این کنفرانس معرفی MBA کجاست؟ یه نگاه عاقل اندر سفیهی به ما کرد و گفت دنبال همه برید می رسید و مام دنبال همه رفتیم ولی رسیدیم به سالن مسابقات والیبال کارکنان بانک اقتصاد نوین در دانشگاه شهید بهشتی !!! برگشتیم به اون بنده خدا گفتیم آقا این که مسابقه والیباله، گفت مگه نگفتید سالن والیبال؟ گفتیم بابا MBA، گفت لطفا فارسی صحبت کنید، فکر کردید برجام اکی شده، ما میزاریم فرهنگ غرب بیاید تو این مملکت؟ کور خوندید!!! ما هم عذرخواهی کرده، همه حق را، تمام و کمال به ایشون داده و قبل از آن که کار به جای باریک بکشه، دندمون نرم خودمون چشممون را باز کردیم تا بالاخره رسیدیم به سالن اجتماعات. یه چند تا خانم محترم که جای خواهری باشن و خدا حفظشون کنه، بهمون کاغذ و خودکار دادن و ما رو شرمنده اخلاق خوبشون کردن و ما کم کم داشتیم مزه MBA رو خوب میفهمیدیم. مجری، بعد از تشکر، اون چنان از آقای دکتر "فلانی" خواهش کرد تشریفشون رو بیارن بالای سن که نکنه ما به مدرک ایشون کوچکترین شکی بکنیم، اما بنده خدا نمیدونست از زمانی که ما دکتر "بیساری" را به عنوان دکتر قبول کردیم، همه برا ما دکترن.
دکتر فلانی اومد حرف بزنه که بلندگوی بی سیمی که به خودش آویزون کرده بود خراب شد و دکتر فرمایش کردند که: بهتر شد اتفاقن، من بلند صحبت می کنم دوستانه تر هم هست!!!
دکتر که باید رشته MBA را به ما معرفی میکرد، بیشتر دانشگاه خودشون رو با داشگاه شریف مقایسه کرد که ما الیم و بلیم و جیمبلیم و پوز همه رو زدیم، سپس یه آماری داد که این آقا و اون آقا اینجا مدرک گرفتن. چند تا سئوال هم کرد و برا اونایی که جواب دادن دست زدیم که خیلی خوش گذشت. چند تا سئوالم ما پرسیدیم که همه رو ماس مالی کرد در حد المپیک 2040 و گفت اینا در تخصص من نیست و ما زیاد سخت نگیریم!!!!
سپس دکتر گفت مراحل گزینش در دانشگاه ما رایگان است، خیلی خوشحال شدیم که تو این بی پولی اینا می خوان رایگان به ما MBA یاد بدن!!! بعد فهمیدیم، منظورشون اون کاغذ، خودکار و خانومای جلو در  رایگان بوده و جزو مراحل گزینش است، اما از اینجا به بعدش 7-8 میلیون آب می خوره و ما چقدر رومون زیاده که انتظار داریم مفتی مارو بکنن مدیر!!! در مجموع به نظرم این بنده خدا بیشتر بازاریاب خوبی بود تا دکترای MBA. آخرشم، یه چایی خالی دادن با این قند خوشگلا و البته یه سطل آشغال نداشتن که لیوانامونو بندازیم توش و در نتیجه، همه، چایی ها رو به فرم استادیوم آزادی گذاشتیم کنار دانشکده!!! با رفیقم تو این فکر بودیم که، اینا یک کنفرانس 1 ساعته را نتونستن مدیریت کنن بعد حالا چی دارن به ما بگن؟؟؟!!!
2-
اون عکسه که براتون گذاشتم، همونطور که معلومه و تو عکس پیداست، معلوم نیست وقتی قفلش میکنن دقیقا کجارو میبنده؟؟؟ این ورش که دیوار نداره، اون ورشم که نداره، کلا اضافی بوده گذاشتن اینجا!!!!
3-
ااااااا، راستی یادم رفت بگم، اون دره، دقیقا روبروی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهید بهشتی بود!!!
پایان
عزیز، دکتر، رییس، مشکل تدریس MBA نیست، مشکل عمل به MBA است.

گالری

مدیریت چایی با قند1مدیریت چایی با قند2

نظر شما

نام و نام خانوادگی :

ایمیل :

  نشان داده نخواهد شد

نظرات :

تبلیغات در سفربانک
پیگیری سفر ارزان
شماره همراه: شماره پیگیری:
ثبت نام / لاگین بلیط های چارتری
نام و نام خانوادگی: ایمیل: شماره همراه: